ضماد

کم حرف شده ام و کمتر نیز مینویسم . در حالی که بسیار حرف نا گفته دارم برای گفتن و بیش از پیش با تمام مشغله ایی که دارم تا دیر وقت  مینویسم. ولی به ثبت نمیرسانمشان تا ادب آموزم از بی ادب، که هر حرف و سخنی که از سر من بیرون میاید قرار نیست ثبت شود و یا با شناسه ایی بهتر ،ثبت شوم . در دنیایی که خاله زنک ها برای اغنای خویشتن و اغوای دیگران از آنچه که هستند حاضرند تن به بدتر از زنا دهند تا منکری صغیره را نهی کنند آدم به درد حناق مبتلا میشود !

و چه بد دردی است وقتی جوالدوزی سراغ منی را میگیرد که تا به حال تنها یک سوزن به خود میزدم...

سوزن برای مردم و جوالدوز برای من !

 باید خودم را آموزش دهم .باید همه گوش شوم در محضر استاد وتخصص چشم بگیرم . چرا که دیگر لزوم به درست کردن ابرو نیست. این قوه بصری ماست که کور شده

چشمها را باید درمان کرد کار دیگر از شستن گذشته  ...

پی نوشت :

1_جریان انحرافی یعنی همین دو و یا سه دسته گی موجود بین بچه حزب اللهی ها ! هدف هم  همین است !

2_این گزیده های رنگی  از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان به تارخ  16/5/91 برای مایی که حضرت آقا را قبول داریم و  هر دویمان میگوییم امام خامنه ایی، برای مایی که بچه حزب اللهی حسابمون میکنند اما حسابمون رو از هم سوا کرده ایم و برای پر کردن این شکافی که بینمون ایجاد شده است و برای زخمی که  دارد  فلج مان میکند مرهم است باشد که ضمادش کنیم...  

 _"لزوم شرح صدر سياسى در بين دانشجويان. اين ربطى به مسئولين و مديران دانشگاه‌ها ندارد...هيچ منافاتى وجود ندارد بين پايبندى دقيق و عميق به اصول و رعايت جهتگيرى دقيق، در عين حال داشتن شرح صدر و برخورد غير پرخاشگرانه‌ى با كسانى كه با فكر انسان همراه نيستند؛ بالخصوص در زمينه‌هاى سياسى."

_"خيلى از مطالبى، ابهامهائى، سؤالهائى كه امروز در ذهن نسل جوان ما در جريان است، در توضيحات مسئولين، اين سؤالها پاسخ داده خواهد شد؛ ابهامها و گره‌ها باز خواهد شد"

"از جمله مطالبى كه گفته شد، مسئله‌ى سايتها و وبلاگها و برخوردى است كه در محيط دانشجوئى با اينها ميشود. من اتفاقاً اخيراً يك گزارشى در اين زمينه خواستم و دريافت هم كردم. البته قوه‌ى قضائيه قاعدتاً استدلالهائى دارد؛ كه اگر چنانچه بيايند در جلسات جوانها و دانشجوها شركت كنند و بشنوند و بگويند، احتمالاً بعضى از سؤالها پاسخ داده خواهد شد؛ ليكن من هم عقيده‌ام همين است كه در قبال اظهارنظرِ احياناً قدرى تند يك جوان دانشجو خيلى نبايد حساسيت وجود داشته باشد. فرق است بين آن كسى كه با نظام مخالف است، با نظام معارض است، قصد دشمنى دارد، قصد عناد دارد، با آن كسى كه نه، از روى احساسات يك مطلبى را بيان ميكند؛ ولو ممكن است آن مطلب درست نباشد، يا آن نحوه‌ى بيان كردن را هم من نپسندم - كه حالا اگر ان‌شاءاللّه وقت شد، مطالبى در اين زمينه‌ها عرض خواهم كرد - ولى برخورد با اين جوانها، به نظر ما هم همين است؛ نبايد خيلى برخورد خشن و تند و آنجورى باشد.
 بايد با قشرهاى مختلف جامعه مرتبط شد تا مسائل آنها را لمس كرد؛ اين در تصميم‌گيرى ما، در نگاه ما به مسائل گوناگون كشور اثر ميگذارد."


_"يكى از دوستان دانشجوى عزيز گفتند كه به ما ميگويند پازل دشمن را تكميل نكنيد - اين از حرفهائى است كه بنده زياد تكرار ميكنم؛ پازل دشمن را نبايد تكميل كرد - ايشان ميگويند خب، پس انتقاد چه ميشود؟ انتقاد هم نكنيم؟ من اعتقاد ندارم كه نبايد انتقاد كرد؛ اتفاقاً در يادداشتهائى كه كردم - كه حالا ان‌شاءاللّه اگر وقت شد، عرض ميكنم - اصرار دارم بر اين كه جريان دانشجوئى و جنبش دانشجوئى موضع انتقادى خودش را حتماً حفظ كند. به‌هيچ‌وجه توصيه‌ى ما اين نيست كه شما انتقاد نكنيد. خب، چه كار كنيم كه اين انتقاد، تكميل كننده‌ى پازل دشمن نباشد؟ روى اين مسئله فكر كنيد. نه اينكه بگوئيم تكميل پازل دشمن كه يك امر منفى است، با لزوم انتقاد كه يك امر مثبت است، منافات دارد؛ نه، خب خود شما هم گفتيد؛ من انتقاد كردم، در همه‌ى دنيا نقل هم شد؛ اما هيچ كس در دنيا ادعا نخواهد كرد كه فلانى عليه نظام اسلامى يا فرض كنيد كه عليه تشكيلات مديريت اجرائى يا تقنينى كشور دارد اقدام ميكند. خب، شما هم همين جور انتقاد كنيد. بنابراين انتقاد كردن ميتواند به شكلى انجام بگيرد كه به‌هيچ‌وجه مقصود دشمن را برآورده نكند و به تعبيرى كه ما عرض كرديم، پازل دشمن را تكميل نكند."

_"گفته شد كه بعضى‌ها نظرات كارشناسى ميدهند، با نظر رهبرى مخالف است، ميگويند آقا اين ضد ولايت است. من به شما عرض بكنم؛ هيچ نظر كارشناسى‌اى كه مخالف با نظر اين حقير باشد، مخالفت با ولايت نيست؛ ديگر از اين واضح‌تر؟! نظر كارشناسى، نظر كارشناسى است. كار كارشناسى، كار علمى، كار دقيق به هر نتيجه‌اى كه برسد، آن نتيجه براى كسى كه آن كار علمى را قبول دارد، معتبر است؛ به هيچ وجه مخالفت با ولايت فقيه و نظام هم نيست. البته گاهى اوقات ميشود كه اين حقير خودش در يك زمينه‌اى كارشناس است؛ بالاخره ما هم در يك بخشهائى يك مختصر كارشناسى‌اى داريم؛ اين نظر كارشناسى ممكن است در مقابل يك نظر كارشناسى ديگر قرار بگيرد؛ خيلى خوب، دو تا نظر است ديگر؛ كسانى كه ميخواهند انتخاب كنند، انتخاب كنند. در زمينه‌هاى فرهنگى، در زمينه‌هاى آموزشى - در بخشهاى مخصوصى - بالاخره ما يك مختصرى سررشته داريم، يك قدرى كار كرديم؛ اين ميشود نظر كارشناسى. به هر حال هيچگاه اعلام نظر كارشناسى و نظر علمى، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائى از رهبرى و ولايت و اين حرفها به حساب نمى‌آيد و نبايد بيايد."
_"يك جاهائى احساساتى وجود دارد كه اين احساسات بايد كنترل شود."

"تصميمى كه بر اساس يك احساس گرفته بشود، يك مطالعه‌ى دقيق، موشكافانه و عالمانه پشت سرش نباشد، آن تصميم، لزوماً تصميم درستى نيست. گاهى اوقات تصميم، تصميم غلطى است."

_"بنابراين آرمان‌گرائى به‌هيچ‌وجه به معناى در همه‌ى زمينه‌ها پرخاشگرى كردن، برخى از واقعيات لازم و مصلحتهاى لازم را نديده گرفتن، نيست. مصلحت هم شده يك اسم منفور؛ آقا مصلحت‌گرائى ميكنند! خب، اصلاً بايد ملاحظه‌ى مصلحت بشود. هيچ وقت نبايد گفت كه آقا حقيقت با مصلحت هميشه منافات دارد؛ نه، خود حقيقت يكى از مصلحتهاست، خود مصلحت هم يكى از حقايق است. اگر مصلحت‌انديشىِ درست باشد، بايد رعايت مصلحت را كرد؛ چرا نبايد رعايت مصلحت را كرد؟ بايد مصالح را ديد."


"آرمان‌گرائى يعنى پايبندى به ارزشها و اصول و آرمانها و تأثيرگذارى و تأثيرناپذيرى از جهت مخالف و جبهه‌ى مخالف."

"هيچ منافاتى وجود ندارد بين انجام دادن وظائفى كه جوانى و آرمان‌گرائى به انسان ديكته ميكند، و بين ملاحظه‌ى مصالح مديريتى كشور، ملاحظه‌ى قانون، ملاحظه‌ى تدبير و درايت مديريتى در كشور. يعنى ميتوان آرمان‌گرا بود، به احساسات جوانى هم پاسخ داد و بر طبق اقتضاى جوانى و آرمان‌گرائى عمل كرد؛ در عين حال جورى هم بود كه با مصلحت كشور و با مصالح مديريتى كشور تعارض و اصطكاكى نداشته باشد. "

_"خب، در مسئله‌ى اخلاق، اين نكته را هم عرض بكنم  زيرا جزو اساسى‌ترين مسائل است - پرهيز از قول به غير علم، از غيبت، از تهمت. من خواهش ميكنم شما جوانهاى عزيز به اين مسئله اهتمام بورزيد. همين طور كه در زمينه‌هاى مختلف اهتمام به طهارت عملى داريد - به نماز اهتمام داريد، به روزه اهتمام داريد، به پرهيز از تعرضهاى جنسى اهتمام داريد - به اين مسئله هم اهتمام داشته باشيد. اگر چنانچه ما چيزى را به كسى نسبت بدهيم كه در او نيست، خب اين ميشود تهمت. اگر چنانچه چيزى را بگوئيم كه به آن علم نداريم؛ مثلاً يك شايعه است - يك نفرى يك حرفى را از قول يكى نقل ميكند، ما هم همان را دوباره تكرار ميكنيم - خب، اين كمك كردن به شايعه است، اين شايعه‌پردازى است؛ قول به غير علم است. "

_"يكى از لغزشگاه‌هاى بزرگ ما انسانها و افراد بشر، همين رقابتهاى بر سر پست و مقام و آبرو و اينهاست، كه آدمهاى گردن‌كلفت را گاهى به زمين ميكوبد"

_ "ما عرض كرديم افسران جوانِ جنگ نرم. اعتقاد من اين است - اين هيچ تعارف نيست - كه در اين ميدان، شماها افسريد؛ سرباز صفر نيستيد. شما جوانيد، ميدان مبارزه‌ى شما هم ميدان جنگ نرم است. امروز خوشبختانه جنگ نظامى نداريم؛ اگر يك وقتى جنگ نظامى هم پيش بيايد، باز پيشقراولهايش جوانهايند. امروز جنگ نرم مطرح است؛ نه امروز، سى سال است مطرح است. در جنگ نرم، آن چيزى كه بايد مورد توجه باشد، اين است: در جنگ نرم و جنگ روانى - كه جنگ روانى يكى از بخشهاى جنگ نرم است - هدف دشمن اين است كه محاسبات طرف مقابل را عوض كند. جنگ نرم مثل جنگ نظامى نيست. در جنگ نظامى هدف دشمن اين است كه مثلاً بيايد پايگاه طرف مقابل يا كشورِ مورد حمله را نابود كند و از بين ببرد، يا سرزمين را تصرف كند. در جنگ اقتصادى هدف اين است كه زيرساختهاى اقتصادى را از بين ببرد. در جنگ نرم، هدف اين چيزها نيست؛ اين چيزها گاهى وسيله است براى آن هدف جنگ نرم. در جنگ نرم، هدف آن چيزى است كه در دل شماست، در ذهن شماست، در مغز شماست؛ يعنى اراده‌ى شما. دشمن ميخواهد اراده‌ى شما را عوض كند."

"اولاً معرفتهاتان را بالا ببريد. عزيزان من! سقف معرفت خودتان را، سايتهاى سياسى و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سايتهاى گوناگون قرار ندهيد؛ سقف معرفت شما اينها نيست

با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهيد مطهرى، با نوشتجات فضلاى بزرگى كه خوشبختانه امروز در حوزه‌هاى علميه حضور دارند، آشنا شويد"

_"نظارت و توجه به اوضاع كشور. نگاه مستفسرانه و دنبالِ پيدا كردن واقعيت، همراه با انتقاد. قبلاً هم عرض كردم كه انتقاد هيچ اشكالى ندارد. نگاه منتقدانه هيچ اشكالى ندارد، منتها انتقاد درست؛ بى‌انصافى نشود. آدم گاهى مى‌بيند در بعضى از انتقادها، بى‌انصافى ميشود. حالا شما يك خرده تنديد و جوان هم هستيد و آدم خيلى هم توقع ندارد؛ اما آنهائى كه ريش و سبيلشان سفيد هم شده، گاهى اوقات انسان مى‌بيند كه بى‌انصافى ميكنند؛ در بيان كردن و گفتن و حرف زدن نسبت به اين و آن، بى‌ملاحظگى ميكنند. مراقبت كنيد بى‌انصافى نشود. بنابراين نقد مستمر، نظارت مستمر و متعادل بر اوضاع كشور، بر مديريتها، جزو كارهاى بسيار لازم است؛ البته بايد با عقلانيت و با مدارا همراه باشد، بدون افراط، بدون پرخاشگرى؛ اما نگاه نقادانه. به نظر من اين هم كار لازم ديگرى است."

_"عزيزان من! اساسى‌ترين قضيه هم اميد است. من به شما عرض بكنم؛ از جمله‌ى سخت‌ترين كارهائى كه عليه من و شما دارد انجام ميگيرد، اين است كه اميد را در ماها بميرانند. سعى كنيد اميد را زنده نگه داريد. هرچه ميتوانيد، شعله‌ى اميد را در دل خودتان و در دل مخاطبانتان زنده نگه داريد. با اميد است كه ميشود پيش رفت. اميد هم اميد بيجا نيست؛ اميدى است كه واقعيتها كاملاً ما را به درستى آن نويد ميدهد."

20:30

ما دچار کمی خلل شده ایم
بچه های بد ِ محل شده ایم

از میانمار  ِ سوخته پیداست
در گالن های نفت حل شده ایم

سوره ها را کسی نمی فهمد
مست دنیایی از غزل شده ایم

excuse us please مسلمانان !
تازگی انگلیس عمل شده ایم

طبق اخبار واصله ، ما هم
عضوی از سازمان ملل شده ایم

عروسک های یک چشم المپیک!
برقصید و به هم گویید تبریک
زایون ها باشما کاری ندارند
هدف قلب میانمار است ، شلیک !


زهرا بشری موحد ... وبلاگ ساقیانه

پی نوشت :

+ سلاح مخفی ایران و بازوی بلند انقلاب اسلامی

شهید سید حسن آیت

آن یار کزو گشت‏ سردار بلند

جرمش آن بود که اسرار هویدا می‏کرد

+ادای دین به شهید حسن آیت (محمد حسین روزیطلب)

+ سنگ اندازی ها در برابر شهیدسید حسن آیت 

+شهید سید حسن آیت و چهره حقیقی مصدق السلطنه 

پی نوشت :

سخن از شهید آیت سخن از انقلابی است که یاران آن مظلومانه به شهادت رسیدند زیرا حاضر نشدند از محتوای اسلامی آن صرف نظر کنند.

سخن از راهی است که نمیگذارد "ایران اسلامی" را به " مکتب ایرانی" صرف ترجیح دهدیم ...

سخن از امتداد خونهایی است که برای اسلامی بودن ایران ریخته شد...

حق مسلم ما

۱.

ریس جمهورمان پشت تریبون سازمان ملل حاضرشد  و عده ایی که گویی سازمان ملل از آن  انهاست و  در سازمان ملل نیز  حق وتو دارند، از سالن خارج شدند !

آنها نمیخواستند احمدی نژاد باشد ، علی رغم این که ما میخواستیم او باشد و از حقوق ما سخن گوید !و این حق مسلم  ما بود !

آری !حق مسلم ماست ،زندگی بدور از جنگ ،حیات بدون خونریزی  ،در وطن و با پدری که از آرمیتا برای همین ها گرفته شد!

اول مرداد سالروز شهادت پدر آرمیتا  نیز خیلی ها آمده بودند و اگر هم خودشان نبودند از سوی خود نمایندگانی را فرستاده بودند !

حتی نماینده حضرت آقا ( به  قول ضمیر ناخودآگاه آرمیتا " بابا " ) هم بود  !

نماینده ایی که خیلی ها نخواستندباشد ، اما حضرت آقا بنا به " مصلحت بزرگ " ی که در کار بود اجازه ندادند که نباشد !

و البته آن بعضی ها هم که حضرت آقا درخواست کرده بودند نباشد حالا یک جورهایی با حق وتویی برای خود قائل است در این مراسم به نمایندگی حاضر است.

و بلاخره نماینده حضرت آقا آنروز  که پشت تریبون  حاضر شد  ، آن بعضی ها از مراسم و سالن خارج شدند. حالا نمیدانم ، به اعتراض از حضور او، و یا بودنش ، و یا این که چرا نباید نباشد !؟

و بر خلاف تصورش حساب پشت تریبون نشینی نماینده  آقا چونان او ، برای بیان فضائل و کرامات خویش و منیت ها نیست  ، بلکه آمده است که از همیت ها بگوید! از همت سربازان گمنام اما عصر (عج ) که هیچ کس نمیداند  آنها چگونه شبانه روز با خطرات بسیار  برای این مملکت سربازی میکنند جز رهبرشان! و البته حضرت ولی عصر (عج)

اما اینبار آرمیتا  نیز باید میدانست  که آنها به راحتی از کنار  خونی که در جلوی چشمان معصوم او آنهم با شش گلوله ریخته شد نگذشته اند !

حیدر مصلحی ،در مراسم گرامیداشت اولین سالگرد شهید رضایی نژاد اعلام کرد :" توانستیم عاملین اصلی ترور را دستگیر کنیم. "

۲.

 با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ساعات  کار  ادارات دولتی  در شهرستانها به ساعت 8.30  الی 1۳.30 و در تهران به 9الی ۱۴ تغییر یافت .

یعنی در ماه مبارک رمضان دیگر لزومی ندارد کارمندان ساعت صرف صبحانه را به اداره تشریف بیاوردند وبهتر است کمی بخوابند به جهت جبران زمان صرف سحری...

یعنی دولت هم با صبحانه خوردن و صرف وقت اداری جهت تناول صبحانه نه تنها رسما  کنار آمده و بلکه حقی هم به این جهت  برای کارکنان قائل است .

و البته برای من و همکارانم که ساعتی برای صبحانه خوردن در ساعت کاریمان  تعریف نشده و نیز رؤسایمان صبحانه خوردن در ساعات اداری را نیز  ممنوع کرده اند ، ساعت کاری همان 7 صبح الی ۱۴( و گاهی بیشتر )  باقی ماند .

اما ، روز اول کمی ناراحت شدم چرا که که حس میکردم ما هم کارمند دولتیم و این استراحت نیز حق ما هم هست .

فردای آنروز یعنی دوم رمضان از قضای روزگار مصادف شد با اولین سالگرد شهادت  شهید رضایی نژاد  و من از خودم بابت حقی که برای خود قائل بودم شرمنده شدم !

حق مسلم آرمیتابه بهای  بدست آوردن  حقوق ما اینگونه از دست می رود و من میخواستم در مملکتی که اینهمه کار دارد و آنهمه دشمن که سربازان رهبرم را اینگونه پرپر میکنند شبش که هیچ به روشنی چشم آقا  که ادعای سربازی اش  را دارم ، از کار بزنم و  روزها هم  بخوابم !

 + دانلود مستند بسیار زیبای " آرمیتا مثل پری"

+تصاویر منتشرنشده از شهید رضايي‌نژاد و آرميتا